SINGULARITY | نقد و برسی - بازی های جدید
X
تبلیغات
رایتل

بازی های جدید

تمامی بازی های جدید X360 و PS3 نقد آنها ،عکسهایشان ،....

SINGULARITY | نقد و برسی


بسم الله رحمن رحیم




Name : SINGULARITY
Developer : Raven Software
Publisher : Activision
2010 July 25

Platform's :i







تجربه ثابت کرده اگه یک سازنده عاشق بازیش باشه ، نتیجه یک شاهکار از آب در میاد . به عنوان مثال میشه به World of Goo ، Resident Evil ، Splinter cell ، Metal gear solid و خیلی بازی های دیگه حتی Pac Man و Mario اشاره کرد .
همه این بازی هایی که مثال زدم جزو بازی های کامل ، شاهکار و خاطر انگیز بودن ، بعد از تجربه Singularity فهمیدم فقط بازی های شاهکار نیستن که عشق سازنده ها در طول مراحل حس میشه .
گاهی یه سری سازنده ها هستن که همه تلاششون رو میکنن که بازی بیشترین لذت ممکن رو داشته باشه ، طراحی مراحل دلچسب باشه . منظورم اینه که بازی رو صرفا به شکل یک کالا که ساخت اون فقط توجیه اقتصادی داشته باشه نمیبینن . اما اینجور سازنده ها به یه مشکل بزرگ بر میخورن ، این مشکل فشاری هست که ناشر ها به تیم سازنده وارد میکنن . نه تنها بودجه محدود در اختیار تیم سازنده میذارن ، بلکه از اونجا که صلاح نمیبینن بودجه خیلی راکد بمونه زمان زیادی هم به اونها برای ساخت بازی نمیدن .

این سازنده اگه خیلی تلاش بکنه که بهترین چیزی که میخاد از آب در بیاره چیزی بیشتر از Singularity نمیشه . البته Singularity بازی هیلی خوبی هست ، اما میتونست خیلی بهتر باشه .


---

وارد یک خونه میشید و یک زن و شوهر رو میبینید که خیلی عاشقانه سر میز غذا نشستن ، داشتن شام میخوردن ، اینو از شمع های روی میز میشه فهمید . چند تا گل سرخ خشک شده هم روی میز هست . اما قبل از اینکه غذا رو تا آخر تموم کنن هردو در اثر گاز سمی خفه شدن ، اونم 50 سال پیش .از هردوی اونها به جز 2 تا اسکلت خشک شده چیزی نمونده ، با این حال هنوز هم میتونید لباس های اون زمان رو از کفش تا فرم یقه رو در لباس هایی که به تن دارن ببینید!
---




داستان بازی ارتباط مستقیم به حوادث 50 سال قبل از زمان اصلی بازی داره . شما هم در طول گیم پلی بار ها و بار ها بین زمان حال و سال 1950 و 1955 سوئیچ میشید . تازه به جز این وقتی در زمان حال هستید گاهی فلش بک هایی از گذشته به صورت یک هاله آبی جلوی چشمتون اجرا میشه که سازنده ها به زیبا ترین شکل با اون بازی کردن!



---
از کنار یه پنجره رد میشید ، یک فلش به 50 سال پیش در غالب یک هاله آبی پشت پنجره اجرا میشه ، کارگری رو میبینید که 50 سال پیش پشت همین پنجره توی اتاق حبس شده بوده و در اثر گاز گرفتگی داشته خفه میشده . به پنجره میکوبه و از کسی که جلوی پنجره ایستاده طلب کمک میکنه و ظاهرا کسی که این طرف پنجره بوده توجهی بهش نمیکنه و کارگر تو همون اتاق خفه میشه ، گوشه ای از اتاق میوفته و میمیره ، بعد از پایان فلش بک همون جا که کارگر افتاده بود به همون حالت یک اسکلت پوسیده میبینید که قبل از این بهش توجهی نکرده بودید!
مدتی در بازی پیش میرید و با ابزاری که بازی در اختیارتون میذاره به 50 سال پیش سفر میکنید . همه جا رو گاز گرفته ، از کنار یک پنجره رد میشید ، یک کارگر اونجا زندانی شده و از شما طلب کمک میکنه! شما هم بهش توجهی نمیکنید ، کارگر خفه میشه و همونجا میمیره! احتمالا تا 50 سال آینده هم جنازش از اونجا تکون نمیخوره! کی میدونه ، شاید 50 سال آینده از همین جا رد بشید و اسکلت پوسیده اش رو ببینید!
---


با این وجود ممکن نیست شما سینگولاریتی رو نقد کنید ، نقدش رو بخونید و بار ها به لغت تقلید بر نخورید! حقیقت اینه که در حال تجربه گیم پلی بازی شما مدام با صحنه ها ، محیط ها ، قابلیت ها و حتی دیالوگ هایی برخورد میکنید که مدام خاطرات بازی های قدیمی تر رو برای شما زنده میکنه. اکثرا میگن این بازی شبیه به بایوشاک هست اما نکته اینجاست که در این بورس سهام! بایوشاک فقط سهام دار اصلی هست و کلا از این تقلید ها از خیلی بازی های دیگه هم به وفور تو بازی دیده میشه .

همون صحنه اول بازی با صحنه ای رو به رو میشید که در جا 4-5 تا بازی قدیمی تر رو به خاطر شما میاره! شما روی یک هلیکوپتر نشستید ، دوست شما Devlin هم رو به روی شما نشسته! صحنه نشستن توی هلیکوپتر و آماده شدن برای اولین تجربه گیم پلی رو قبل از این بازی در Fear 2 دیده بودیم ، قبل از اون هم Modern warfare و خیلی بازی های دیگه حتی بازی های قدیمی Ps2 !





بعد از پیاده شدن از هلیکوپتر رسما وارد Rapture میشید! همه چیز از object ها گرفته تا خسارات وارده به محیط ، تصاویر اشخاص مهم ، مجسمه رهبر های پیشین و مخصوصا فایل های صوتی کار گذاری شده در گوشه کنار مپ و مخصوصا طراحی پک کمک های اولیه (Heart) همه از دوران بعد از سقوط Rapture الهام گیری شده!

مدتی در طول گیم پلی بازی پیش میرید و به عنوان اولین دشمن با یک کپی برابر اصل "نکرومورف" های Dead space رو به رو میشید که به جز "نکرومورف" شباهت کوچکی هم به "کایمرا" های Resistance دارند . البته سازندگان خلاق بازی فقط نگرومرف ها ادای احترام نکردن ، چون اوسط بازی به وضوح با سرباز هایی روبرو میشید که شباهت بلا انکاری به هلگاست های سری Killzone دارند!

خلاصه که از ین جور تقلید ها از بازی های کوچیک و بزرگ زیاد پیدا میشه ، این تقلید ها از بازی هایی مثل Brade شروع شده و به بازی هایی مثل Jericho و Bioshok ختم میشن . تا جایی که نهایتا با پایانی توی بازی مواجه میشید که شدیدا شما رو یاد پایان بازی Bioshok 1 میندازه . به همون سبک همراه با فلش بک های پشت سر هم از گوشه کنار گیم پلی ، داستان بازی رو افشا سازی میکنه .






یکم در مورد تقلید و ذهن انسان توضیح بدم ، نکته ای که در مورد ذهن انسان همیشه اجتناب ناپذیر بوده اینه که ذهن هیچ وقت نمیتونه خالق باشه! اما میتونه با ترکیب مواد اولیه از اطراف یک محصول جدید رو اصطلاحا خلق کنه . به طور مثال ممکن نیست شما بتونید پس از هفت رنگ اصلی یک رنگ کاملا جدید به وجود بیارید که به هیچ کدوم از رنگ های موجود شبیه نباشه ، اما به راحتی میتونید با ترکیب رنگ های موجود مثل آبی + قرمز + زرد ، رنگ خردلی رو خلق کنید که کمترین شباهت رو به رنگ های پایه داره . پس در اصطلاح ما رنگ خردلی رو به عنوان یک رنگ جدید خلق کردیم!

در مورد سینگولاریتی یا هر بازی، فیلم ، موزیک ، رمان و در کل هر اثر انسانی هم این موضوع صادقه . تقلید بلاخره هست اما چیزی که باید بدونیم اینه که هرچی این تقلیدها در مقیاس کوچک تر اما پر تعداد تر باشن ، اثر ما نهایتا جدید تر به نظر میاد!

مثلا بازی Dead Space که خودم از طرف دار های پروپا قرصش هستم هم از بازی های زیادی اقتباس داشت ، اما چرا هرجا اسم Dead Space میاد همه یک صدا به تقلید و اقتباس اشاره نمیکنن؟ به این دلیل که مثلا بازی دد اسپیس از 20 منبع اقتباس های 5 درصدی داشته ، اما سینگولاریتی از 5 منبع اقتباس های 20 درصدی کرده! و خوب طبیعتا هرکسی با یک نگاه ساده به منابع الهام بازی پی میبره که این اصلا خوب نیست .

همون طور که میدونید داستان Bioshok به سیاسی بودن معروفه .حالا Singularity هم از این قاعده مستثنا نیست! اصلا ممکن نیست داستان یک بازی به فرو پاشی یا عدم فروپاشی شوروی منتهی بشه و سیاسی نباشه ؟ از داستان که بگذریم سیاسی بودن این بازی به محیط ها و وسایل اون هم مربوط میشه!












شاید Game Play و حتی هسته های اصلی اون پر از تقلید باشه ، اما خوشبختانه این تقلید اصلا باعث ساخت یک اثر تکراری نشده . در واقع بازی با ترکیب بهترین ابتکار ها از بهترین بازی ها ، به علاوه مقداری نو آوری تونسه یک بازی سرگرم کننده ، جالب و تا حدودی کامل خلق کنه .

سبک بازی اول شخص هست و کارکتر اصلی مثل بازی های Dead Space و Bioshok و ... از ابتدای بازی نه دیالوگ داره و نه حتی چهره ـش رو میبینیم! واقعا نمیدونم این چه چیزی هست که داره تو بازی ها اپیدمی میشه ، ولی این روزا خیلی بازی هایی رو میبینیم که کارکتر اصلی نه توش دیالوگ داره ، نه حتی چهره اش رو توی آینه ، کات سین ها یا هر جای دیگه نمی بینیم .
البته باز هم مثل Dead Space ما در طول بازی نمیتونیم چهره کارکتر رو ببینیم اما اگر کمی صبر داشته باشیم در آخرین مرحله پرده از چهره مقدس این حضرت برداشته میشه!






یکی از نکات جالب برای خود من ، اعتماد به نفس بالای Raven در ساخت مراحل بازی بود! تجربه ثابت کرده که اگر یک بازی ساز تجربه بالایی نداشته باشه ، خود شرکت بازی مهمی در کارنامه ـش نداشته باشه و مهم تر از همه بازی یک IP کاملا جدید باشه ، سازنده تمام سعی خودش رو میکنه که در اولین لحظات گیم پلی تمام مزایای بازی خودش رو به رخ گیمر بکشه ، قبل از این که گیمر از ادامه بازی منصرف بشه.

حتی بازی های خیلی معروف که همه تشنه انتشار اونها بودن از جمله Assassin's Creed ، Bayonetta و Prototype هم تمام سعی خودشون رو در این زمینه کرده بودن ، طوری که همون لحظه اول گیم پلی تمام مزایای بازی با آخرین Upgrade ها در اختیار شماست ؛ بعد طی حوادثی همه امکانات از شما گرفته میشه و شما باید مراحل رو طی کرده تا دوباره امکانات رو بدست بیارید . اما Singularity برعکس هیچ عجله ای برای نشون دادن مزایا و امکانات خودش نداره!

از همون لحظه اول که وارد بازی میشید هیچ چیز همراه خودتون ندارید ، تازه از هلیکوپتر سقوط کرده و با دست خالی وارد جزیره *** میشید . مدتی در بازی پیش روی میکنید ، بعد از مدتی متوجه میشید چاقو هم دارید! طی انفجار یک "موج زمانی" ، که یاد آور سریال لاست و نور سفیدش هست به سال 1950 سفر میکنید . بعد از انجام یک سری اعمال خدا پسندانه و نجات مردم اون زمان به زمان حال برگشته و بعد از پشت سر گذاشتن زمانی در بازی کم کم با سلاح های بازی از جمله سلاح های گرم و TMD آشنا میشید .

به هر حال مهم اینه که شما بازی رو از صفر شروع میکنید و تا آخر بازی مدام اسلحه ها و قابلیت های جدیدی برای TMD ، به علاوه قدرت های مختلف برای تجهیز کارکتر اصلی بدست میارید که خیلی لذت بخش هست . اصلا یکی از مواردی که باعث میشه بازی تا آخرین لحظه گیم پلی تکراری نشه همین ذره ذره Upgrade شدن کارکتر هست.

همین سیستم Upgrade شدن ترکیب بلا انکاری از سیستم Upgrade ـه Bioshok و Dead Space هست! یعنی شیوه و شکل ارتقاع پلازمید ها رو با دستگاه های Upgrade ـه Dead Space تلفیق کنید تا سیستم Upgrade ـه Singularity حاصل بشه!





خیلی لذت بخش هست که قدرت های TMD رو با سلاح های بازی ترکیب کنید ، در واقع میخام بگم یه جورایی گیم پلی Singularity لذت بخش تر از Bioshok شده!


Bioshok اولین بار یک دست با قدرت های فراوان رو در گیم پلی ابداع کرد و Dead Space و Singularity به مراتب اون رو تکمیل کردن . درسته که در Dead Space خبری از قابلیت های متنوع Bioshok نبود . اما قدرت معلق کردن و پرتاب اشیاء به علاوه کند کردن حرکت اشیاء و دشمن ها خیلی کامل و زیبا در بازی وجود داشت ، به جز اون ، طراحی کامل و خلاقانه سلاح ها رو در Dead Space شاهد بودیم ، به علاوه خیلی معما های جالب که با این قابلیت ها حل می شد . در Singularity هم به مراتب این ایده جالب تر و لذت بخش تر اجراء شد .
قابلیت های Singularity محدود به بلند کردن اشیاء از راه دور و پرتاب اونها ، کند کردن زمان در یک محدوده کروی شکل (مشابه بازی پلتفرمر Braid ) ، پرتاب یک موج انرژی و معرفی یک قابلیت جالب و جدید به منظور کم یا زیاد کردن عمر یک Object هست . اما چیزی که باعث شده گیم پلی از Bioshok جالب تر باشه طراحی زیبای اسلحه ها و تنوع بی نظیر اونها هست . طراحی گرافیکی سلاح ها در بازی خیلی بالاتر از راحی محیط ها و افراد هست ، شاید بشه گفت طراحی اسلحه ها به نوعی میتونه در حد طراحی اسلحه ها در بازی Kill Zone 2 باشه! مخصوصا طراحی "تیربار" که تا به حال تو هیچ بازی دیگه ای طراحی به این دقت ندیدم!

همین طراحی اسلحه ها یکی از نکات ضعف Bioshok هست ، حالا این طراحی ضعیف میتونه مربوط به طراحی گرافیک هنری و حتی صدا گذاری اسلحه ها باشه ؛ طوری که به نظر میاد اسلحه ها قابلیت اضافه بازی هستند!

خلاصه اینکه با توجه به همه امکانات گیم پلی بازی از جمله قابلیت های TMD که باعث ساخت پازل های آسون اما زیبایی در طول مراحل شده ، طراحی اسلحه ها و تنوع اونها ، طراحی زیبا و دقیق MAP ها ، متنوع بودن محیط ها وایجاد مکان ها و آیتم های مخفی در گوشه کنار Map میتونیم بگیم بازی در بخش گیم پلی عالی عمل کرده .



در چنین حالتی سرباز ها جرآت یک لحظه رها کردن در و تیر اندازی به شما رو ندارند ...



روی این نوار کلیلک کنید تا اندازه اصلی عکس را مشاهده کنید. اندازه اصلی عکس 824x358 است.



از نکات دیگری که گیم پلی رو جذاب میکنه هوش مصنوعی سرباز ها در بعضی موارد هست ؛ میشه به صحنه ای اشاره کرد که شما درحال جنگیدن با چند سرباز همزمان هستید ، گاهی پیش میاد که به طرف یکی از سرباز ها شلیک میکنید و تیر از کنارش عبور کنه ، سرباز هم سریع خودش رو به مردن میزنه و شما به خیال اینکه کشته شده به سراغ بقیه دشمن ها میرید ، اونم سریع بلند میشه و ترتیب شما رو میده!

یا سه طرفه بودن جنگ ، بخش جالب دیگه گیم پلی این هست که همواره 3 دسته در بازی وجود داره ، سرباز های روسی ، هیولاهای ژنتیکی و شما ! گاهی وارد صحنه نبرد بین هیولاها و سرباز ها میشید ؛ در این جور مواقع شما چند تا انتخاب پیش رو دارید ، اول این که صبر کنید تا یک طرف بازنده و بعد وارد عمل شده و با طرف برنده وارد جنگ بشید ، یا فریاد الله اکبر براورده ، وارد جنگ شده و یک تنه با هردو طرف بجنگید .





البته باز دو حالت به وجود میاد . مثلا اگر قبل از پایان جنگ وارد صحنه بشید ، ممکنه سرباز ها صبر کنند تا جنگ شما با هیولاها به پایان برسه بعد با شما بجنگند .

در مجموع گیم پلی بازی مزایای زیادی داره که در حال حاضر نمیشه به همه اونها اشاره کرد ...

اما همین گیم پلی علاوه بر مزایا مشکلات خودش رو هم داره ، مثلا یکی از همین مشکل ها حرکت دوربین هست که مخصوصا هنگام دویدن با سرعت زیاد ، به خاطر حرکت های صفحه ممکن باعث سرگیجه بشه .

یا خساست بیش از حد در کار گذاری Check Point ها ، که واقعا در این بخش کم کاری شده! شاید هر 10 یا 20 دقیقه پیش روی در مراحل بازی به شما یک Check point بده! تصور کنید که بعد از باخت چقدر باید عقب تر برید و مراحل رو دوباره پشت سر بگذارید ....




ʘOʘOʘOʘOʘOʘOʘ


با وجود ترکیب لذت بخش قابلیت های TMD مثل کند کردن زمان و افزایش و کاهش عمر اشیاء و افراد و معلق کردن اشیاء به علاوه تنوع و کیفیت سلاح های بازی ؛ در کنار مراحل و محیط های متنوع گیم پلی ، بازی رو به یکی از لذت بخش ترین بازی های 2010 مبدل کرده .

ʘOʘOʘOʘOʘOʘOʘ










خیلی صریحبگم موتور بازی کاملا ضعیفه و از این موتور ضعیف بد ترین شکل استفاده رو شده! حتما با باگ Object Pop in آشنایی دارین ، ظاهر شدن اشیاء و افراد که در بازی های Open World ، مخصوصا بازی های Open World قدیمی مثل GTA4 به وفور دیده میشد . Object Pop in خیلی در Singularity به چشم نمیاد ، در عوض یک باگ به مراتب فاجعه تر رو شاهد هستیم ، Texture Pop in!

یکی از منزجر کننده ترین صحنه هادر بازی مربوط به وقتی میشه که وارد یک محیط جدید میشید ، نگاهی به اطراف میکنید و متوجه میشید محیط جزئیات جالبی داره ، دقت می کنید و میبینید بین همه Object های نسبتا با کیفیت چند تا Object کاملا صاف ، صیقلی و بی کیفیت باقی موندن! به جرعت میتونم بگم کیفیت Texture این Object ها در این حالت از Texture های یک بازی موبایل کمتر هست!






همینطور که به Object خیره شدید کیفیت Texture یک پله بالا تر میره و بعد باز هم بالا تر رفته و به کیفیت دیگر Texture های بازی میرسه! البته این رو بگم که ای کاش همیشه بعد از مدتی Texture بهبود میافت ، چون خیلی وقت ها پیش میاد که موتور ـه فراموش کار بازی یادش میره Texture رو Load کنه و تا هر زمان که بالاسر اون Object منتظر بمونی Texture ا Load نمیشه که واقعا یک فاجعه هست. ضمنا" این مشکل در PC های پایین خیلی بیشتر خودش رو نشون میده ...





از این باگهای آزار دهنده زیاد درجای جای بازی تعبیه شده! نمونش همین باگ کالاژن که تقریبا هیچ بازی سه بعدی نداریم که دچارش نشده باشه ، در مورد Singularity مثلا اگر شما در یک مکان خاص ، کنار یک Object مثل در یا دیوار یک دشمن رو در اثر شلیک بکشید ، جنازه دشمن لای در یا وسط دیوار گیر کرده و شروع به لرزش میکنه . احتمال وقوع این باگ وقتی بیشتر میشه که دشمن رو با منفجر کردن بشکه مواد منفجره ، نارنجک یا RPG بکشید .







یکی از نکات مثبت بازی زیاد بودن Object های قابل لمس و تاثیر پذیر در طول مراحل هست . درواقع تمام Object هایی که به نوعی مستقل هستند و جزئی از Map نیستند قابل لمس بوده و به نوعی از قوانین فیزیکی پیروی میکنند. البته مشکل فیزیک بازی این هست که وزن Object ها کاملا از پیش تعیین شده هست و هیچ ربطی به ابعاد و حجم اون نداره ، درکل تمام Object ها به سه دسته سبک ، متوسط و سنگین دسته بندی میشن که این وزن رو تیم سازنده به صورت دستی تنظیم کرده .

Object ها و Material های تکراری هم خیلی زیاد در گوشه و کنار بازی دیده میشن . تاب ، چرخ و فلک ، عروسک ، شیر آب و خیلی Object های دیگه هم در طول مراحل وجود دارن که کدوم یک سری انیمیشن و صدای خاص خودش طراحی شده . چرخوندن چرخ و فلک ، روشن کردن گرامافون و ... از جمله اعمالی هست که میتونید انجام بدید هرچند در گیم پلی نقشی ندارند .
این وسط خیلی Object های قابل لمس و تاثیر پذیر هم وجود داره که خیلی بهتر بود اصلا تاثیر پذیر نبودند . برای مثال شما یک میکروسکوپ روی یک میز می بینید ، جلو رفته و با چاقو! خیلی ملایم بهش ضربه میزنید ، لحظه ای بعد میکروسکوپ مثل یک بالشت پَر منفجر میشه! در چنین مواقعی آرزو میکنید ای کاش میکروسکوپ به میز چسبیده بود و کلا همه چیز روش بی تاثیر بود!






باز از نکات مثبت بازی میشه به استفاده مفید و بجا از کانال Bump اشاره کرد . کانال Bump یک کانال گرافیکی هست که با استفاده از خطای دید و یک سری محاسبات یک سطح صاف رو ناهموار نشون میده که این ناهمواری از سیستم نور و سایه پردازی هم طبعیت میکنه ، مهم ترین خصوصیتش هم اینه که خیلی به سبک تر شدن محیط کمک میکنه . در مورد سینگولاریتی خیلی خوبه که با وجود ضعف گرافیکی Engine بازی تونستن جزئیات جالبی به وجود بیارن که محیط رو هم تا حد امکان سنگین نکنه . به خصوص طراحی دستکش های کارکتر اصلی که عالی کار شده و خیلی پر جزئیات به نظر میاد .

از همه این مباحث که بگذریم به مبحث "آب" میرسیم . اگر طراح هنری آب کمی در حال انقضاء به نظر برسه ، طراحی تکنیکی اون مستقیم به 2 نسل قبل برمیگرده! در واقع خیلی بهتر بود در طراحی مراحل کمتر از آب استفاده میشد . اما تیم سازنده خیلی به این موضوع بی اهیتی نشون داده ؛ حتی در یک صحنه در حال عبور از یک راهرو باریک به یک سوراخ بزرگ روی دیوار بر میخورید که آب به سرعت از اون خارج شده و مستقیم در زمین فرو میره! عمق فاجعه وقتی بیشتر میشه که به دلیل باریک بودن راهرو لاجرم مجبورید از وسط این آب عبور کنید . نگاه کردن از داخل به آب یکی از بدمنظره ترین صحنه هایی هست که در طول عمرم دیده بودم .
دلیلش هم برمیگده به این که توی این بازی هیچ چیزی به اسم "افکت آب" وجود نداره! چیزی که در بازی مشاهده میکنید یک Plane یا شاید یک Box هست . یک Objec مثل تمام اشیاء معمول بازی مثل میز و صندلی که به جای Texture چوب یا فلز ، یک سری تصاویر متحرک روش اجرا میشه ؛ بعلاوه کمی حرکت که موج رو شبیه سازی کنه! این به اصطلاح آب نه بازتاب نور آب رو داره و نه شفافیت اون رو که این ترفند هم مربوط به زمان Ps2 و قبل تر میشه .






یکم از بحث Object ها فاصله بگیریم به طراحی کارکتر ها بپردازیم . خوشبختانه میتونم بگم طراحی کارکتر ها خیلی خوب کار شده . خوب هم از نظر هنری و هم از نظر تکنیکی . البته درسته گفتم در طراحی دشمن های بازی خیلی از دشمن ها در بازی Dead Space و Kill zone الهام گیری شده ، اما حداقل جزئیات جالبی دارن ، به جز اون یکی از بهترین بازی هایی هست که اثر گلوله رو بر بدن کارکتر ها خیلی خوب شبیه سازی کرده . شما هر سمت از بدن دشمنان خودتون که خواستید میتونید تیر اندازی کنید و شاهد باشین که اون قسمت کاملا از جا کنده میشه . البته باز این طور که از گزارش ها بر میاد در سیستم های پایین PC جزئیات لباس کارکتر ها خیلی در Load میشه .

اما تنوع دشمن ها خیلی عالی کار شده ، این تنوع رو در طول مراحل کاملا حس میکنید . از سرباز های قدیمی و جدید روسی تا انواع هیولاهای ژنتیکی در بازی وجود دارند . نکته جالب ینجاست که این تفاوت فقط به شکل و ابعاد اونها محدود نمیشه . هر کدوم از هیولاها مشخصات خاص خودشون رو دارن . یکی سریع حرکت میکنه و با ناخن های بلند ضربه میزنه . یکی از فاصله دور بلند میپره ، نامرئی و ضد ضربه میشه و وقتی به 1 متری شما میرسه تازه قابل دید میشه! یکی بزرگ و عظیم و یکی کوچک و سریع ... سرباز های روسی قدیمی با سلاح ها و تکنیک های قدیمی ، سرباز های جدید همراه با سلاح ها و ترفند های مدرن .

در مقابل تنوع دشمن ها و هیولاها ، تنوع دوستان و کارکتر های اصلی داستان خیلی کم هستند . در عوض طراحی اونها از همه نظر عالی کار شده . جزئیات زیاد و رنگ بندی و توازن کامل بین اجزای بدن .









طراحی هنری Map ها هم خیلی زیبا کار شده ف اصلا هرچقدر که گرافیک تکنیکی بازی پر از مشکلات بود ، گرافیک هنری حرفه ای کار شده . طراحی Map ها ، رنگ بندی محیط ، چینش Object ها و ... همه و همه به بهترین شکل ممکن حس محیط رو منتقل میکنند . در مورد گرافیک هنری فکر میکنم لایق نمره کامل باشه ...








ʘOʘOʘOʘOʘOʘOʘ

گرافیک بازی در مجموع خوب کار شده ، بیشتر مشکلات بازی از نظر گرافیکی مربوط به Texture Pop In میشه که بیشتر در نسخه PC و سیستم های ضعیف به شم میاد . طراحی هنری بازی عالی کار شده ، طراحی کارکتر ها چه از نظر هنری چه از نظر تکنیکی عالی کار شده . با این وجود نمیشه از شباهت محیط به شهر Rapture در Bioshok و شباهت دشمن ها به "نکرومورف" های Dead Space و "هلگاست" های Kill zone چشم پوشی کرد.

ʘOʘOʘOʘOʘOʘOʘ











در مورد موزیک بازی باید بگم موزیک ها پر تحرک و جالب هستد اما به هیچ وجه با حوادث گیم پلی همخونی ندارن . مثلا برنامه نویسی بازی برای شروع موزیک اینجوری تعیین شده که وقتی شما وارد محیط جدید میشید در فاصله 2 متری فلان در یا دروازه یک خط فرضی وجود داره و بعد از عبو شما از اون خط موزیک شروع به نواختن میکنه!

گاهی چنین خط فرضی وجود نداره ، اما با ظاهر شدن یک دشمن ، حالا هر چقدر هم کوچک و ضعیف موزیک پر تلاطم اجرا میشه و با کشتن اون موزیک تموم میشه . هر دوی این تکنیک ها مربوط به نسل قبل میشه. اما باید اقرار کنم موزیک های جالب و پرتحرکی در طول مراحل پخش میشه که لذت بازی رو چند برابر میکنه .





در مورد صدا گذاری میشه گفت نسبتا بهتر از بخش موزیک کار شده. اما مشکلات خاص خودش رو هم داره که خیلی هم به چشم نمیاد . نکته مثبت برمیگرده به فایل های با کیفیت و متنوع که برای هر Object تعیین شده . مثلا هر عروسک صدای خودش رو داره . شیر آ ، سیفون با توجه به این که اگه شیرش رو باز کنید و آب کجا بریزه صدای خودش رو داره . چرخ و فلک ، گرامافون و کلا همه Object های تاثیر پذیر صد گذاری خاص خودشون رو دارن . با این وجود اگر شما یک Object رو ، مثلا یه صندوق رو بلند کنید و از یک فاصله رها کنید ، بعد از برخورد با زمین هیچ صدایی تولید نمیشه!








همون طور که گفتم مشکلات گرافیکی بازی مخصوصا در ورژن PC گاهی آزار دهنده میشه اما گرافیک کلی بازی خوب کار شده و میشه گفت محاسنش بر معایبش چربش داره . موزیک و صدا گذاری خوب بعلاوه یک داستان جالب و پر پیچش هم از دیگر محاسن بازی به شمار میاد .
بعد از همه اینها یک گیم پلی جالب و ترکیب فوق العاده ی قابلیت های TMD و سلاح های متنوع بازی کیفیت بازی رو به حدی میرسونه که نمیشه از تجربه اون به سادگی گذشت .


به عنوان نتیجه گیری کلی میتونم بگم درسته که نمیشه Singularity رو در ردیف عناوین بزرگ بزرگ تاریخ گیم قرار داد ، اما یکی از بهترین و جالب ترین بازی های سال 2010 هست که با وجود 3 پایان مختلف و یک پایان در صورت باخت میتونه ساعت ها شما رو سرگرم کنه . پس اگه تا این لحظه بازی رو انجام ندادید ، توصیه میکنم حتما اونو تهیه کرده و حداقل یک بار تموم کنید!
خدمات وبلاگ نویسان